همدلی در جنگ چگونه انجام میشود؟

همدلی در بحران

در روزهای جنگ چیزی بیشتر از ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها ویران می‌شود. روان آدم‌ها هم زیر آوار ترس، بلاتکلیفی و اضطراب دفن می‌شود. در مقاله‌ی اول از مدیریت استرس و آرامش روانی در بحران گفتیم چگونه می‌توان بدون اینکه بحران را انکار کنیم، با ذهنی هشیار و بدنی آرام در آشوب‌ها نلغزیم. در مقاله‌ی دوم از تاب‌آوری و معنای زندگی حرف زدیم، از انسان‌هایی گفتیم که حتی در دل ویرانی به زندگی «معنایی تازه» دادند و بر جای خود ایستادند. اما حالا وقت آن است که نگاهی به بیرون از خود بیندازیم. وقت آن است که بپرسیم: در روزهایی که همه چیز تیره و تار است چگونه می‌توان با هم مهربان‌تر بود؟ زیرا تنها بودن در رنج، رنج را دوچندان می‌کند. اما دیدن اینکه «کسی هست که مرا می‌فهمد» حتی اگر نتواند چیزی را درست کند مرهمی‌ا‌ست که دل انسان را زنده نگه می‌دارد. ما در این مقاله از قدرت همدلی می‌گوییم، از آن نیروی انسانی که نه‌فقط روان فرد که روان یک جامعه را زنده نگه می‌دارد. از راه‌هایی می‌گوییم که با وجود خستگی، اضطراب، ترس و دل‌آشوبی بتوانیم به جای دور شدن از هم، به‌هم نزدیک‌تر شویم. زیرا اگر قرار باشد چیزی ما را از دل تاریکی عبور دهد، آن چیز فقط نور بیرق صلح نیست بلکه گرمای همدلی در تاریکی است.

 

همدلی چیست؟ تفاوت آن با دلسوزی و ترحم

در روزهای جنگ و بحران وقتی همه ذهن‌ها درگیر ترس و اضطراب است، ممکن است بسیاری از ما احساس کنیم که تنها هستیم و کسی واقعاً درک‌مان نمی‌کند. در چنین شرایطی گاهی شنیدن جملاتی مثل «متأسفم برایت» یا «می‌فهمم سخت است» به ظاهر نوعی حمایت است اما آیا این حرف‌ها واقعاً همان «همدلی» است؟ همدلی چیزی فراتر از ابراز دلسوزی یا ترحم است. همدلی یعنی توانایی احساس و درک عمیق تجربه و احساسات فرد دیگر به گونه‌ای که انگار خودت آن را تجربه می‌کنی بی‌آنکه بخواهی سریعاً به او راه‌حل بدهی، قضاوتش کنی یا از تجربه‌اش فاصله بگیری. برای درک بهتر باید تفاوت همدلی با دو احساس مشابه اما متفاوت را بدانیم:

  • ترحم معمولاً زمانی است که ما به رنج دیگری نگاه می‌کنیم و او را موجودی ضعیف یا ناتوان می‌بینیم که مستحق دلسوزی است. این نگاه اگرچه ظاهراً مهربانانه است اما فاصله‌ای عمیق میان ما و طرف مقابل ایجاد می‌کند و می‌تواند باعث شود او احساس کم‌ارزشی یا حتی تحقیر پنهان را تجربه کند.
  • دلسوزی یعنی غمگین شدن برای رنج دیگران اما بدون آنکه واقعاً وارد دنیای احساسی و درونی آن‌ها شویم. دلسوزی ممکن است احساس همراهی ایجاد کند اما این همراهی معمولاً سطحی و کوتاه‌مدت است و نمی‌تواند پیوند عاطفی عمیقی بسازد.
  • اما همدلی یعنی «بودن با» دیگری، یعنی این‌که بتوانیم خودمان را کنار او بنشانیم و دنیای او را از نگاه او ببینیم بدون قضاوت و بدون تلاش برای تغییر یا اصلاح فوری. همدلی یعنی اجازه دادن به فرد مقابل که احساساتش را آزادانه تجربه کند و ما در آن لحظه فقط شنونده‌ایم. همدلی یعنی همراهی که حضورش باعث آرامش است. برای مثال کودکی را تصور کنید که صدای انفجارها در یک منطقه جنگی او را به گریه انداخته است.
  • اگر ما فقط ترحم کنیم، ممکن است بگوییم: «وای طفلک! چقدر بدبخت شده است!» اما این جمله فاصله میان ما و کودک را بیشتر می‌کند. کودک احساس می‌کند دیگران او را تماشا می‌کنند نه همراهی.
  • اگر ما فقط دلسوزی کنیم، می‌گوییم: «خیلی ناراحتم که این اتفاق افتاده.» اما باز هم کودک ممکن است احساس کند کسی واقعاً درک نمی‌کند درد و ترس او را.
  • اما اگر همدلانه رفتار کنیم، می‌گوییم: «می‌فهمم چقدر ترسیدی. من اینجا هستم و تو را می‌بینم.» این همراهی ساده به کودک حس امنیت و آرامش می‌دهد حتی اگر شرایط بیرونی تغییری نکرده باشد.

در روزهای سخت لازم نیست ما قهرمان باشیم یا بار مشکلات دیگران را به دوش بکشیم. همدلی یعنی فقط «حضور آگاهانه» داشتن یعنی کنار کسی بودن که رنج می‌برد بی‌آنکه بخواهیم او را اصلاح کنیم یا مسئولیت رنجش را بر عهده بگیریم. این مهارت گرچه ساده به نظر می‌رسد اما عمقی شگفت‌انگیز دارد و می‌تواند آتش بی‌اعتمادی، تنهایی و ناامیدی را فروبنشاند و امید را در دل‌ها روشن نگه دارد.

 

چرا در شرایط بحرانی همدلی سخت‌تر می‌شود؟

در روزهای جنگ و بحران وقتی که ترس، اضطراب و نگرانی همه‌جا را پر کرده، همدلی کردن با دیگران یکی از سخت‌ترین کارها می‌شود. ذهن و روان ما زیر فشار مداوم خطر و ناآرامی به سمت «حفظ بقا» و «حفظ خود» می‌رود بنابراین ظرفیت ما برای درک و همدلی با درد و رنج دیگران به شدت کاهش می‌یابد. این وضعیت را می‌توان به این شکل توضیح داد:

1.ترس و اضطراب شدید تمرکز ما را محدود می‌کند.

زمانی که ما احساس تهدید جدی می‌کنیم، بدن و ذهن ما وارد حالت جنگ یا گریز (Fight or Flight) می‌شود. در این حالت مغز تلاش می‌کند منابع خود را صرف حفاظت فوری کند نه به درک احساسات پیچیده دیگران. بنابراین ظرفیت شنیدن و همدلی کاهش می‌یابد.

2.خستگی روانی و جسمانی انرژی همدلی را می‌بلعد.

در شرایط سخت جنگ، کم‌خوابی، گرسنگی و فشارهای مداوم، سطح انرژی روانی کاهش می‌یابد. همدلی نیازمند انرژی و حضور ذهن است و وقتی خسته‌ایم توانایی همدلی نیز تحلیل می‌رود.

3.تمرکز بر خود و حفظ امنیت شخصی

وقتی احساس می‌کنیم امنیت خودمان یا خانواده‌مان در خطر است ناگزیر به خودمحوری می‌افتیم. این خودمحوری واکنشی طبیعی است که برای بقا لازم است اما در این وضعیت همدلی با دیگران دشوار می‌شود.

4.احساس درماندگی و ناامیدی سد همدلی

گاهی وقتی خودمان درگیر مشکلات بسیار و ناامیدی هستیم فکر می‌کنیم چگونه می‌توانیم درد و رنج دیگران را هم تاب بیاوریم؟ این احساس درماندگی می‌تواند ما را از دیگران دور کند.

5.تجارب منفی قبلی و بی‌اعتمادی

در بحران‌ها ممکن است برخی افراد به‌خاطر تجارب تلخ یا رفتارهای نادرست دیگران، اعتماد خود را از دست بدهند و وقتی اعتماد نباشد همدلی نیز دشوارتر می‌شود.

اما این شرایط، پایان راه نیست. درک این موانع و شناخت آن‌ها اولین قدم برای بازسازی همدلی است. وقتی بدانیم چرا همدلی سخت می‌شود، بهتر می‌توانیم به خودمان و دیگران فرصت بدهیم تا دوباره به هم نزدیک شویم. همچنین به یاد داشته باشیم که همدلی فقط وظیفه‌ی قوی‌ترین‌ها یا کسانی که شرایط خوبی دارند نیست، همدلی یک مهارت است که می‌توان آن را یاد گرفت و حتی در شرایط بحرانی به مرور آن را تقویت کرد.

 

سه گام عملی برای تمرین همدلی حتی در دل آشوب

در روزهای جنگ و بحران ممکن است احساس کنیم همدلی کار سخت یا حتی غیرممکن است اما با گام‌های ساده و کاربردی می‌توانیم این مهارت را در خود تقویت کنیم و هم به خودمان کمک کنیم و هم به اطرافیانمان. در ادامه سه گام مهم و عملی برای تمرین همدلی آورده شده است:

۱. شنیدن فعال و بی‌قضاوت

اولین قدم برای همدلی شنیدن واقعی است. یعنی وقتی کسی درد و نگرانی‌اش را با شما در میان می‌گذارد گوش دهید بدون اینکه بخواهید حرفش را قطع کنید یا سریع نظر خودتان را بگویید. شنیدن فعال یعنی توجه کامل به کلام و احساسات طرف مقابل بدون پیش‌داوری و قضاوت. این نوع شنیدن به فرد مقابل می‌گوید که «من تو را می‌بینم و می‌شنوم بدون اینکه بخواهم تو را تغییر دهم.»

۲. بازتاب احساسات طرف مقابل

پس از شنیدن می‌توانیم احساسات فرد را به زبان بیاوریم، مثلاً: «می‌فهمم که خیلی نگران هستی» یا «می‌دانم که این وضعیت چقدر برایت سخت است.» این بازتاب احساسات به فرد کمک می‌کند احساس کند که درک شده و تنها نیست. این کار ارتباط عمیق‌تری ایجاد می‌کند و باعث کاهش اضطراب و تنهایی می‌شود.

۳. حضور صبور و همراهی بی‌قید و شرط

همدلی یعنی حضور داشتن حتی وقتی نمی‌توانیم کاری کنیم. گاهی بهترین کمک فقط «کنار بودن» و «همراهی کردن» است بدون اینکه دنبال راه‌حل باشیم یا بخواهیم درد را از بین ببریم. این همراهی نشان می‌دهد که ما برای فرد مقابل اهمیت قائل هستیم و حاضر هستیم در سخت‌ترین لحظات همراهش باشیم.

تمرین این سه گام ساده به مرور باعث می‌شود در دل شرایط دشوار همدلی شکل بگیرد و ارتباطات انسانی عمیق‌تر و زنده‌تر شود. همدلی نه فقط به دیگران کمک می‌کند بلکه خود ما را نیز از تنهایی و یأس نجات می‌دهد و در مسیر تاب‌آوری روانی و امیدواری قرار می‌دهد.

 

نقش خودشناسی در تقویت همدلی

در شرایط بحرانی و پرتنش مانند جنگ، شناخت دقیق‌تر و عمیق‌تر از خود می‌تواند یکی از مهم‌ترین منابع درونی برای حفظ آرامش و افزایش همدلی با دیگران باشد. خودشناسی یعنی توانایی دیدن و درک واقعی احساسات، افکار و واکنش‌های خودمان بدون قضاوت و سرکوب.

چرا این مهم است؟ چون وقتی ما خودمان را بهتر بفهمیم:

•می‌توانیم اضطراب و استرس خود را بهتر مدیریت کنیم.

•واکنش‌های هیجانی‌مان را کنترل کنیم.

•و در مواجهه با دیگران به جای واکنش‌های فوری و دفاعی، با آرامش و توجه عمل کنیم.

این ویژگی باعث می‌شود که فضای ذهنی ما برای شنیدن و درک دیگران بازتر شود. وقتی بدانیم چرا و چگونه واکنش نشان می‌دهیم، کمتر درگیر قضاوت یا سوءتفاهم می‌شویم و بیشتر می‌توانیم به احساسات و نیازهای دیگران توجه کنیم.

خودشناسی و کاهش قضاوت

یکی از بزرگ‌ترین موانع همدلی قضاوت و پیش‌داوری درباره دیگران است. وقتی ما خودمان را می‌شناسیم، می‌فهمیم که همه انسان‌ها در مواجهه با شرایط سخت واکنش‌های متفاوتی دارند و این تفاوت‌ها طبیعی است. این آگاهی باعث می‌شود که کمتر دیگران را به خاطر رفتارشان سرزنش کنیم و به جای آن، با درک و همدلی پاسخ دهیم.

خودشناسی و تاب‌آوری روانی

همچنین خودشناسی به ما کمک می‌کند منابع درونی خود را بهتر بشناسیم مثلاً شناخت نقاط قوت، ارزش‌ها و انگیزه‌های عمیق‌مان. این شناخت باعث می‌شود که در روزهای سخت با پشتوانه این منابع درونی مقاومت کنیم و انرژی لازم برای حمایت از دیگران و تمرین همدلی را داشته باشیم. در دوره «خودشناسی، راز خوشبختی» یاد می‌گیریم چطور با شناخت عمیق‌تر از خود، آرامش بیشتری درونمان ایجاد کنیم و این آرامش را به روابط و تعاملات‌مان منتقل کنیم. این دوره می‌تواند به عنوان یک راهنما و پشتیبان در مسیر تقویت همدلی و تاب‌آوری در شرایط سخت به شما کمک کند. با این نگاه می‌بینیم که خودشناسی نه فقط یک فعالیت فردی و شخصی بلکه یک کلید مهم برای ساختن روابط انسانی سالم و پایدار در بحران‌هاست.

 

چالش‌ها و موانع همدلی در بحران‌های جنگی و راهکارهای مقابله با آن

در روزهای جنگ و بحران اگرچه همدلی بسیار ضروری و حیاتی است اما موانع زیادی سد راه آن می‌شود. شناخت این چالش‌ها و موانع گام مهمی برای یافتن راهکارهای موثر برای حفظ و تقویت همدلی است.

۱. ترس و اضطراب مفرط

وقتی جنگ و تهدیدِ جان و امنیت را احساس می‌کنیم، ذهن و بدن وارد حالت دفاعی شدید می‌شوند. این حالت باعث می‌شود که تمرکز ما به بقا و حفظ خود معطوف شود و کمتر به دیگران توجه کنیم. ترس مفرط می‌تواند توانایی همدلی را کاهش دهد.

راهکار:

تمرین‌های ساده تنفس و حضور ذهن (Mindfulness) می‌تواند کمک کند تا اضطراب کاهش یافته و ظرفیت ذهنی برای توجه به دیگران افزایش یابد.

۲. خستگی و فرسودگی روانی

فرسودگی روانی

زندگی در شرایط جنگی با کمبود خواب، غذا و استرس‌های پی در پی همراه است. این خستگی شدید انرژی همدلی را تحلیل می‌برد و باعث می‌شود فرد بیشتر به فکر خودش باشد.

راهکار:

ایجاد زمان‌های کوتاه برای استراحت و مراقبت از خود حتی به صورت ذهنی، اهمیت بالایی دارد. یادآوری ارزش‌های درونی و تمرکز بر آن‌ها می‌تواند نیروی تازه‌ای برای همراهی با دیگران فراهم کند.

۳. اختلافات فرهنگی و اجتماعی

گاهی در جامعه تنوع فرهنگی و اختلافات اجتماعی باعث می‌شود همدلی میان گروه‌ها کاهش یابد، مخصوصا زمانیکه بحران‌ها این اختلافات را تشدید می‌کند.

راهکار:

افزایش آگاهی نسبت به تفاوت‌ها و تمرین دیدن انسان‌ها فراتر از پیش‌فرض‌ها، کمک می‌کند که همدلی تقویت شود.

۴. ترس از آسیب‌پذیری

در شرایط سخت، افراد ممکن است ترس داشته باشند که با نشان دادن احساسات و نیازهایشان، ضعیف یا آسیب‌پذیر به نظر برسند. این ترس مانع بروز همدلی واقعی می‌شود.

راهکار:

آموزش مهارت‌های بیان احساسات و ایجاد فضای امن برای ابراز آن‌ها می‌تواند این ترس را کاهش دهد و همدلی را امکان‌پذیر کند.

۵. احساس ناامیدی و درماندگی

وقتی احساس کنیم که شرایط غیرقابل کنترل است و کاری از دستمان برنمی‌آید ممکن است انگیزه برای همدلی و حمایت از دیگران کاهش یابد.

راهکار:

یادآوری اینکه حتی کوچک‌ترین اقدامات و همدلی‌ها می‌توانند تأثیرگذار باشند باعث افزایش امید و انگیزه می‌شود.

شناخت این چالش‌ها و مواجهه با آن‌ها نه تنها ما را برای همدلی بهتر آماده می‌کند بلکه به ساختن روابط انسانی قوی‌تر و تاب‌آورتر در بحران کمک می‌کند.

 

جمع‌بندی

در این مقاله دیدیم که همدلی در شرایط بحران مانند جنگ، نه تنها یک نیاز انسانی بلکه یک کلید اساسی برای تاب‌آوری و حفظ امید است. با شناخت بهتر خود و دیگران، تمرین مهارت‌های همدلی و مقابله با چالش‌ها و موانع روانی، می‌توانیم ظرفیت همدلی خود را افزایش دهیم و این نیروی قدرتمند را به نفع خود و جامعه به کار بگیریم. حفظ همدلی به ما کمک می‌کند تا در سخت‌ترین روزها نیز نور امید را روشن نگه داریم و از قدرت پیوند انسانی برای عبور از بحران‌ها بهره‌مند شویم.

محتوای جدول

دیدگاهتان را بنویسید

هدیه: کد تخفیف ۲۵درصدی برای خرید بعدی

happy25

مهلت استفاده: